تبلیغات
دروس سوم راهنمایی - شعر زیبای آقای سروش لشکری(هیچکس)[[یه روز خوب میاد]]

امروز:

شعر زیبای آقای سروش لشکری(هیچکس)[[یه روز خوب میاد]]

یه روز خوب میاد

که ما هم رو نکشیم
به هم نگاه بد نکنیم
با هم دوست باشیم و
دست بندازیم روی شونه های هم، آها
مثل بچگیا توو دبستان
هیچ کدوممون هم نیستیم بی کار
در حال ساخت و ساز ایران
واسه اینکه خسته نشی، این بار
من خشت می زارم، تو سیمان
بعد این همه بارون خون
بالاخره پیداش می شه رنگین کمون
دیگه از سنگ ابر نمی شه آسمون
به سرخی لاله نمی شه آب جوب
موذن اذان بگو
خدا بزرگه بلا به دور
مامان امشب واسمون دعا بخون!
******
تا جایی که یادمه این خاک همیشه ندا می داد
یه روز خوب میاد که هرج و مرز نیست
و توی شلوغیا به جا فحش
به هم شیرنی می دیم و زولبیا،،، بامیه!
همه شنگولیمو همه چی عالیه
فقط جای رفیق هامون که نیستن خالیه
خون می مونه توی رگ و آشنا! (چسبیده به مصراع بعد)
نمی شه به آسمون و آسفالت
دیگه فوواره نمی کنه، لخته نمی شه!

هیچ مادری سر خاک بچه نمی ره
خونه پناهگاه نیست و
بیرون جنگ!
وای از تو، مثل بم ویرونم
یا اصلا مثل هیروشیما بعد بمب! نمی دونم!
دارم آتیش می گیرم و این رو می خونم!
پیش خودت شاید فکر کنی دیوونم!
ولی یه روز خوب میاد، این رو می دونم!!
******
راستی، وقتی یه روز خوب میاد
شاید از ما چیزی نمونه جز خوبی ها
نا امن و خراب نیست، همه چیز امن و امان
کرم ها هم قلقلکمون می دن و می شیم شادروان!!
آسمون به! چه قشنگه!
کنار قبر، سبزه! چمنه!
هیچ مغزی نمی خواد، در بره!
فقط اگر صبر داشته باشی، حله!
دست اجنبی کوتاست از خاک!
نگو، اووو، کو تا فردا!
اگر نبودم، می خوام یه قول بدی بهم!
که هر سربازی دیدی، گل بدی بهش!
دیگه هیچ مرغی پشت میله نیست!
هیچ زن آزاده ای، بیوه نیست!
دخترم بابات داره میاد خونه، آره.
برو برای شام میز بچین


نوشته شده در : شنبه 19 تیر 1389  توسط : میلاد جلیلیان.    نظرات() .

How does Achilles tendonitis occur?
دوشنبه 27 شهریور 1396 03:05 ق.ظ
Hi there! I know this is kind of off topic but I was wondering which blog platform are you using for this site?
I'm getting fed up of Wordpress because I've had problems with hackers and I'm looking
at alternatives for another platform. I would be great if you could point me in the direction of a good platform.
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 07:35 ق.ظ
Today, I went to the beach front with my children. I found
a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear."
She placed the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is totally off topic
but I had to tell someone!
alireza
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 10:59 ب.ظ
kheili ghashang bood.yeki az behtarin music haye da6 sorou6 bood.age goosh nadadid hatman begooshid .bye
عزیزی
یکشنبه 10 بهمن 1389 08:46 ب.ظ
خیلی قشنگ بود

با اجازه از بعضی مطالب شما استفاده کردیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر