تبلیغات
دروس سوم راهنمایی - پاسخ خدا به مرد بی توجه...

امروز:

پاسخ خدا به مرد بی توجه...

خدایا با من حرف بزن
یک سار شروع به خواندن کرد، اما مرد نشنید.


مرد فریاد براورد: خدایا با من حرف بزن
آذرخش در آسمان غرید ، اما مرد اعتنایی نکرد.


مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت:
بگذار ترا ببینم !
ستاره ای درخشید،اما مرد ندید.


مرد فریاد کشید:
خدایا یک  معجزه به من نشان بده !
کودکی متولد شد و اما مرد باز هم توجهی نکرد.


مرد در نهایت یاس فریاد زد:
خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار ترا ببینم!
پروانه ای روی دست مرد نشست
واو پروانه  را پراند و به راهش ادامه داد...


ما خدا را گم می کنیم
در حالیکه او در کنار نفسهای ما جریان دارد
خدا اغلب در شادیهای ما سهیم نیست
تا بحال چند بار خوشیهایت را آرام و بی بهانه به او گفته ای؟
تا بحال به او گفته ای که چقدر خوشبختی؟
که چقدر همه چیز خوب است؟
که چه خوب که او هست؟
خیال میکنیم تنها زمانیکه به خواسته خود برسیم
او مارا دیده یا حس کرده است
خدا همراه همیشگی سختیها و خستگیهای ماست
زمانیکه خسته و درمانده به طرفش می رویم
اما
گاهی بی پاسخ گذاشتن برخی از خواسته های ما
نشانگر لطف بی اندازه او به ماست
تا خدا هست
جایی برای ناامیدی نیست

 

خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد
عشق را باور دارم حتی اگر آنرا حس نکنم
به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد


نوشته شده در : دوشنبه 14 تیر 1389  توسط : میلاد جلیلیان.    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر